بهروز بهروزی راد،استاد دانشگاه و متخصص اکولوژی محیط‌های آبی:
شوری آب بزرگترین دریاچه داخلی ایران به حالت فوق اشباع رسیده است. حدود ۳۲ رودخانه بزرگ و کوچک و دائمی، موقت و فصلی به دریاچه ارومیه زهکش می‌شوند. قبل از سال ۱۳۵۰ خورشیدی با احتساب نزولات آسمانی سالانه متجاوز از ۵/۷ میلیارد متر مکعب آب وارد دریاچه می‌شد. در سال‌های اخیر به دلیل خشکسالی و احداث سد‌های زرینه‌رود، مهاباد، و سد‌های علویان، سهند ورودی دریاچه به ۷ میلیارد متر مکعب کاهش یافت و در حال حاضر تعداد۱۱ سد و یک مورد افزایش ارتفاع در استان آذربایجان غربی و ۷ سد در استان آذربایجان شرقی در دست اجرا و یا مطالعه است.

بررسی حجم مخازن این سد‌ها و احتساب آب برگشتی از شبکه‌ها نشان می‌دهد که حدود ۲۷/۲ میلیارد متر مکعب سالانه از آب دریاچه کاسته شده و پس از اجرای کلیه طرح‌های عمرانی، ورودی آب دریاچه به ۰۶۹ /۴ میلیارد متر مکعب کاهش می‌یابد و با توجه به تبخیر سالانه، دریاچه مساحتی حدود ۳۵۶۲ کیلومتر مربع می‌تواند داشته باشد. که در برابر ۴۶۴۰ کیلومتر مربع در تاریخ ۲۱/۵/۱۳۵۴ که به تصویب کنوانسیون رامسر رسیده است، کاهشی معادل ۹۹۸ کیلو متر مربع را نشان می‌‌دهد.

این امر بر افزایش شوری آب دریاچه نیز موثر بوده و به حالت فوق اشباع و شوری آن ۳۰۰ گرم در لیتر رسیده است. ظهور زمین‌های پوشیده از نمک در اطراف دریاچه به‌خصوص در مناطق دشتی کاملا این وضعیت را نشان می‌دهند که نمک‌های حاصل شده از باد به زمین‌های کشاورزی اطراف حمل و مشکلات کشاورزی را نیز به‌دنبال دارد.


احداث بزرگراه شهید کلانتری با همه فواید اقتصادی‌اش از دیگر مشکلات زیست‌محیطی دریاچه است که آن را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند، این امر تعادل دریاچه را به‌هم می‌زند چون میزان آب‌های ورودی شمال و جنوب یکسان نیست و همین امر سبب نامتعادل شدن اکوسیستم یکپارچه آن می‌شود.

بخش اعظم آب‌های ورودی به جنوب دریاچه می‌ریزند و رودخانه‌های واقع در بخش‌های شمالی بسیار کم‌آب شده‌اند. علاوه بر آن در اثر تردد وسایل نقلیه در این بخش از دریاچه و در دو طرف جاده، زیستگاه پرندگان تا کیلومترها از بین رفته است.


همچنین احداث متجمع‌های گردشگری، هتل، ویلا، پلاژ و ... در سواحل دریاچه توسط اشخاص و ارگان‌ها به‌خصوص در سواحل شمالی بر پیکره زخمی دریاچه ارومیه زخم دیگری است که به سادگی بهبود نخواهد یافت.


افزایش روبه‌رشد جمعیت، توسعه شهر‌ها، پیشرفت سریع تکنولوژی، گسترش زمین‌های کشاورزی، سبب انتقال آلودگی‌های مختلف صنعتی، کشاورزی و خانگی به‌وسیله رودخانه‌های منتهی به آن و تخلیه انواع فاضلاب‌ها به دریاچه از تهدیدات مهم بوم‌سازگان دریاچه ارومیه هستند که بیشتر بر اکوسیستم‌های تالابی جنوب دریاچه موثرند و نمونه بارز آن کشتار چندین ساله انواع پرندگان آبزی در تالاب‌های قره قشلاق محل ریزش زرینه رود و سیمینه رود به دریاچه است. سابقه کشتار پرندگان در اثر آلودگی به سال ۱۳۶۱ بر‌می‌گردد و از آن پس هر‌ساله با شدت و ضعف ادامه داشته و سالانه هزاران پرنده را به‌کام مرگ فرستاده است.

از این گذشته صید و برداشت ارتمیا به روش‌های سنتی و پیشرفته در دو دهه اخیر بر تنازع بقای دریاچه اثرات بسیار منفی گذاشته است. به‌خصوص زمان صید مصادف با شروع فصل زاد‌آوری پرندگان مهاجری مثل فلامینگو بوده است که از نظر تغذیه وابستگی مستقیم به آرتمیا دارد.


برداشت و استحصال نمک به روش‌های سنتی و پیشرفته بر کاهش میزان آب دریاچه بی تاثیر نیست، چون برای استحصال نمک ، آب دریاچه را به حوضچه‌های وسیع وارد می‌کنند و پس از تبخیر آب نمک آن را استحصال می‌کنند و این امر در طول سال تکرار می‌شود، شدت آن در فصل گرم تابستان است که میزان بارش نیز در حداقل است. برآورد اولیه از این استخر‌های استحصال نمک نشان می‌دهد که سالانه حدود ۲ تا ۵/۲ میلیون متر مکعب آب از این طریق تبخیر و از آب دریاچه کاسته می‌شود.


●راهکارها
روش‌های مدیریتی سنتی در رویارویی با روند فزاینده فشارهایی که بر دریاچه وارد می‌شود، نمی‌تواند از عهده حفاظت برآید. به‌عنوان مثال می‌توان با وجود قوانین حفاظتی و ماموران مستقر در پارک ملی به احداث جاده، استحصال آرتمیا، ساخت و ساز در اطراف دریاچه و عدم رهاسازی حداقل آب مورد نیاز دریاچه از سد‌های ساخته شده اشاره کرد این فعالیت‌ها در حالی صورت گرفته است که طبق قوانین موجود هر گونه دخل و تصرف در پارک‌های ملی ممنوع است و دریاچه ارومیه نیز از پشتوانه قوانین پارک‌های ملی برخوردار است.


امید است در هنگام برنامه‌ریزی و اجرای برنامه‌های توسعه مانند طرح‌های توسعه آبیاری و کشاورزی، سد‌سازی و... به ارزش‌های دریاچه ارومیه و اکوسیستم‌های وابسته اطراف آن توجه شود.راهکار چنین مدیریتی، نگرش اکوسیستمی و مدیریت اکوسیتمی دریاچه است و تجربیات بیش از ۴ دهه حفاظت از دریاچه نشان می‌دهد که تنها حفاظت بخشی از دریاچه پاسخگوی نیاز‌های بقای اکوسیستم این منطقه نیست و این امر محقق نمی‌شود مگر با شرکت تمام گروه‌های ذی‌ربط و بهره‌برداران و افراد تاثیرگذار و محافظان دریاچه در مدیریت و همچنین اینکه روی یک هدف مشترک توافق کرده و برای دستیابی به این هدف مسوولیت‌ها و وظایف خود را انجام دهند.


آنچه که از تغییرات حاصله نصیب دریاچه شده و به‌عنوان شاخص زیست‌محیطی در عدم موفقیت حفاظت می‌توان نام برد، کاهش جمعیت بیش از ۱۰۰ هزار فلامینگو جوجه‌آور به کمتر از چند هزار در چند سال اخیر، کاهش ۳۵۰۰ جفت پلیکان جوجه‌آور در دهه‌های ۱۳۵۰ به کمتر از ۱۰۰ جفت و حذف کامل ۵۰۰۰ هزار جفت جوجه‌آور کاکایی، صورتی از دریاچه می‌باشد. افزایش غلظت نمک دریاچه و کاهش وسعت آن، کیفیت زیستگاه آرتمیا را نیز تهدید می‌کند